سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
حامیان توافق خوب و استقلال علمی
تاریخ : یکشنبه 94/4/14 | 11:47 صبح | نویسنده : حمیده بالایی

لیالی قدر هنگام بزم است و عطا، و زمان عشق است و دعا.

  شب های قدر، فرصتی است تا انسان به خود آید، قفس تن را بگشاید و روح را در عالمی غیر از عالم حقیر و محدود ماده، در فضایی معطر و نورانی به پرواز درآورد و با نگاهی دیگر و لطیف تر به خود و جهان اطراف بنگرد؛ حجاب جان را به کناری بزند، تا ببیند که کیست و چیست و از کجا می آید و در کجا تمام دارد و به کجا خواهد رفت؟

هرکه اندر عشق یابد زندگی 

کفر باشد پیش او جز بندگی

هرکه او از عشق برخوردار شد

این جهان در نزد او مردار شد

هرکه را در عشق چشمی باز شد

پایکوبان آمد و جانباز شد

آری، این است محصول ضیافت شب های احیا.

ادامه مطلب...


تاریخ : پنج شنبه 94/4/11 | 9:15 صبح | نویسنده : حمیده بالایی

میلاد پیشوای حُسن حضرت امام حسن(علیه السلام)

امشب، به ستایش و تمجید، بر رخساره ماه بوسه می زنیم که برای چراغانی شب میلاد تو، تمام چهره منور خود را به آسمان هدیه داده است.

سلام ای کرامت بی پایان! از کجا آمده ای که صدای رسیدنت، تمام هیاهوهای دلهره آور را آرام کرده و سکوت ملکوت را به زمین حیرت زده آورده است؟

تو شبیه ابدیت، شبیه لهجه بارانی که به قصد سیرابی تمام عطش های جهان ببارد؛ شبیه کوچ پرستوهایی که مژده صلح تا قیامت را می آورند.

تو شبیه رنگ و روی آشتی و صداقت لایزالی؛ شبیه اینکه جهان دست و پا گم کند در برابر پیغام محبت همیشگی؛ شبیه اینکه دیگر صدای گریه «بی پناهی» به گوش های دلواپسی نرسد .

برای یتیمان، عشق؛ برای فقیران، مهربانی؛ برای گرسنگان، شفقت و برای تشنگان هم دردی؛ تو بهترین ارمغان آفرینشی.

ادامه مطلب...


تاریخ : سه شنبه 94/3/12 | 6:55 عصر | نویسنده : حمیده بالایی

آقای جمعه های عشق ! با واژه هایم عهد بسته ام این بار تنها از آمدنت بگویم.از فردای روشن با تو. هر چه جمعه تلخ و هر چه ثانیه سرد است، کنار گذاشته ام تا تنها از شکوه آمدنت بسرایم. از چراغان عاطفه و عشق، از تولد دیگرباره زمین

می آیی! در فوران عطر نرگس

می آیی! آن روز که دیگر چشمها تصویر روشن خورشید را از یاد برده اند.

آن روز که عطر گل در مشام دنیا غریبه است

می آیی و دیگر بار شیرینی تبسم به لب ها باز خواهد گشت

تو می آیی و دوباره دشت رد پای سرخ لاله به خود می گیرد.

می آیی و درهای بسته با دست های اساطیری ات گشوده می شوند.

ادامه مطلب...


تاریخ : شنبه 94/3/2 | 9:53 صبح | نویسنده : حمیده بالایی

آن روز همه منتظر آمدنت بودند. شور و شعفی وصف‌ناپذیر، رخسار علی علیه‌السلام را شکفته بود .

در آن هیجان که ملایک به رقص آمده بودند، لبان علی علیه‌السلام مترنم باران ذکر بود.

نسیمی‌ملایم، گیسوان سیاه حسین علیه‌السلام را نوازش می‌داد و زینب علیهاالسلام بی قرار، چون پروانه، گرد ام‌البنین می‌چرخید. قاصدک، در گوشه خانه علی علیه‌السلام کز کرده بود. باز نسیم وزید و رایحه بانویی بی‌نشان را به ارمغان آورد و خانه را سرمست عطر یاس کرد.

ادامه مطلب...


تاریخ : چهارشنبه 94/2/9 | 12:45 عصر | نویسنده : حمیده بالایی

نهمین ماه ولایت، بر برج مبارک رجب برآمده تا آینه دار رخسار خورشید ازلی گردد .

از بشارت حلول این ماه نوظهور، افلاکیان به وجد آمده اند و به میمنت مولود پاک «رضا علیه السلام »، مدینه، مرکز کائنات شده  و فرشتگان آسمانی دسته دسته ، برای طواف عاشقانه این قداست ناب، زمینی شده اند.

امشب، ستاره باران رحمت الهی است چرا که خداوند بخشندگی اش در نهاد این مولود مقدس به ودیعه نهاده و بر زمین فرستاده است.

امشب، ملکوت زمینی، قوّت قلب اهالی آسمان است.

ادامه مطلب...


تاریخ : چهارشنبه 93/12/27 | 1:31 عصر | نویسنده : حمیده بالایی

بوی بهار، در لابه لای برگ ها می پیچد. عطر سوسن، هوای صبحگاهی را مست می کند. میخک، رز و محمدی، بوی زندگی و تازگی را میان باغچه می پراکنند .

نسیم خوش بهاری، طبیعتی تازه را نوید می دهد. برگ ها جان می گیرند و چشم اندازی سبز، از پس پنجره های گشوده، جلوه گری می کند.

سفره های سخاوت و یکرنگی، پهن می شوند. بوی سبزه در فضای رنگارنگ سفره می پیچد.

عطر سیب های سرخ، جای دیگری میان این همه، باز می کند.

دل های یکرنگ و باصفا، آماده می شوند تا به ثانیه های تازه زندگی وارد شوند. تیک تاک ساعت، فضای پرسکوت خانه را پر می کند.

چیزی به ثانیه های آغازین سال نو نمانده است.

ادامه مطلب...


تاریخ : پنج شنبه 93/10/18 | 12:55 عصر | نویسنده : حمیده بالایی

زمین در انتظار نوید باران رحمت است و بهاری‌ترین روزش را به انتظار نشسته است.

ناگهان از مشرق جغرافیای عرفانی، نوری می‌درخشید؛ نوری که در چشم‌های مضطرب، جوانه‌های امید می‌رویاند، نوری که به انتظار تمام ستاره‌ها پایان می‌دهد، نوری که حرا را به عطر نیایش‌های شبانه معطر می‌کند؛ نوری که مرهم دل‌های رنجیده خواهد شد و مسیر سرنوشت دخترکان معصوم را از دل خاک، به سمت آسمان عوض خواهد کرد.

ادامه مطلب...


تاریخ : یکشنبه 93/10/14 | 10:11 صبح | نویسنده : حمیده بالایی

آوای روح بخش قرآن، فضا را پر کرده است؛ کلماتی خداوندی که شولای نور و نیک بختی را بر چادر سیاه ظلمت کشیده است .

ملایک، چراغ یک رنگی و یگانگی را بر خانه های برافراشته با «ا... اکبر» هدیه می دهند.

آفتاب، این همه روشنی را رشک می برد و زمین، بر قدم های محکم مسلمانانی که دست در دست هم خدا را می خوانند، تکیه داده است.

ملایک، با چراغ وحدت می آیند و شیاطین، علم تفرقه را بر زمین می اندازند و می روند.

ادامه مطلب...


تاریخ : دوشنبه 93/10/1 | 9:35 صبح | نویسنده : حمیده بالایی

امشب شمع آورده ام تا در محراب تمام طاق ها و مقرنس ها بیفروزم. شمع آورده ام تا گوشه گوشه بارگاه تو را امشب نورباران کنم.

شمع آورده ام؛ شمع اندوه؛ شمع شام شهادت.

ای زائران آفتاب چلچراغ ها را خاموش کنید و چراغ پیراهن های سیاه را روشن! لب های سخن گو را به خاموشی امر کنید تا سکوت این ماتم، تمام خاک را فراگیر شود! رخت عزا به تن کنید و شال سیاه بر گردن افکنید !

ای امام رئوف! امشب، آهوانه در دام سوگ تو گرفتارم

امشب، آیینه اشک های من فراوان تر از آینه کاری حرم توست.

ادامه مطلب...


تاریخ : شنبه 93/9/29 | 10:22 صبح | نویسنده : حمیده بالایی

امشب، شب فرو چکیدن قطره قطره دل هاست؛ شب گریه ستاره هاست .

 زمین، نظاره گر اشک های مهتاب است و فردا آفتاب مویه می کند.

امشب، شب سراسیمگی ابرهای پاره ست، دل آسمان گرفته است.

و فردا توفان حادثه ای تلخ، دل های مؤمنان خدا را سخت می لرزاند.

ای آن که از ردای تو، ایمان می چکید و در نگاهت آفتاب می خندید.

ادامه مطلب...


       

  • آنکولوژی | اخبار وب | تیم بلاگ