سفارش تبلیغ

گوشی سه سیم کارته با تلویزیون
امر به معروف آسان و موثر
دل نوشته ها
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 93 فروردین 20 توسط حمیده بالایی | نظر




نوشته شده در تاریخ شنبه 92 اسفند 24 توسط حمیده بالایی | نظر

در کوچه باد می آید، این ابتدای ویرانی است...

خبری در راه است؛خبری عظیم و واقعه ای هولناک.

بادی که می وزد، آبستن عزایی بزرگ است که خواهد رسید.

بادی که در کوچه سرگردان است،بزودی به توفان بدل خواهد شد؛ توفانی که تنها خانه تو را بهلرزه درمی آورد، توفانی که تنها قصد ویرانی کلبه عشق را دارد .کلبه حقیقت ، کلبه وحی و توحید.

کاش پنجره ها از این توفان نلرزند.

کاش در خانه را به روی این فتنه جهانسوز نگشایی .

کاش پشت در نایستی.

کاش آشیانه ات را شعله های کینه در کام نگیرند.

نرو بانو آن که بر در می کوبددر پی نور نیست بلکه به کشتن چراغ آمده است.

بنشین بانو، برنخیز برای گشودن در؛ پشت در حادثه ای جانسوز در انتظار است، نرو!

آن که مشت بر در خانه ات می کوبد، شیطان است که به ستیز آل ا... آمده است.

شیطان با مشعلی در دست آمده تا تمام خشم خویش را بر سر یادگار رسول خدا (ص) فرو ریزد.

آن که ناسزا می گوید و قصد آشیان تو را دارد، کینهکهنه ای دارد که امروز سر برآورده و کمر به نابود کردن حقیقت

بسته، غافل از آنکه خداوند هرگز نخواهد گذاشت؛ مگر نه اینکهخداوند نور خود را در همه جا به ظهور می رساند؛

هرچند کافران را خوش نیاید .

انگار فاطمیه هم محرمی دیگر است.

کاش برنمی خاستی...

کاش برنمی خاستی... تو ادامه رسول خدایی...

تو آمده ای تا اسلام زنده بماند و حق ، سلامت باشد.

تو زنده ای تاپیش روی آفتاب، سپر شوی و شمشیرهای برهنه ای را که به سویامام نشانه رفته اند، حواله جان خویش کنی.

تو باید قیام کنی تا قامت یگانه امامت استوار بماند.

تو انقلاب می کنیتا مردمان غفلت زده روزگار به خود بیایند و ولایت را تنها نگذارند.

تو پشت در ایستادی و انگار قلب تمام هستی، آنجا پشت در ایستادهبود و می تپید...

در باز شد به روی فتنه ای ناگهان...

در باز شد به سوی توفان نخستین ظلم...؛

دری که چون خنجر بر جان تو فرود آمد... ، دری که راه را برای آغاز همه ستم های تاریخ باز کرد، دری که به روی دشمن حق آغوش گشود و چشم مردمان خواب زده را به روی حقیقت بست...

خون و آتش فاجعه ای را رقم زد و ننگ این بی حرمتی به دردانه رسول تا ابدیت بر پیشانی تاریخ ماندگارشد.

میوه دل پیامبر به خون نشست و نوزاد ناکامش چون غنچه در میان آتش نشکفته پرپر شد.

بوی یاس کبود برای آخرین بار در فضا پیچید.

یاس پهلو شکسته شهید دفاع از ولایت شد.




نوشته شده در تاریخ یکشنبه 92 اسفند 11 توسط حمیده بالایی | نظر بدهید

بسم الله الرحمن الرحیم

یَا مُمْتَحَنَهُ امْتَحَنَکِ اللَّهُ الَّذِی خَلَقَکِ قَبْلَ أَنْ یَخْلُقَکِ فَوَجَدَکِ لِمَا امْتَحَنَکِ

صَابِرَهً وَ زَعَمْنَا أَنَّا لَکِ أَوْلِیَاءُ وَ مُصَدِّقُونَ وَ صَابِرُونَ لِکُلِّ مَا أَتَانَا بِهِ

أَبُوکِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ أَتَى (أَتَانَا) بِهِ وَصِیُّهُ‏ فَإِنَّا نَسْأَلُکِ إِنْ کُنَّا صَدَّقْنَاکِ

إِلاَّ أَلْحَقْتِنَا بِتَصْدِیقِنَا لَهُمَا لِنُبَشِّرَ أَنْفُسَنَا بِأَنَّا قَدْ طَهُرْنَا بِوِلاَیَتِکِ‏

اَلسَّلاَمُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ السَّلاَمُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ نَبِیِّ اللَّهِ‏

السَّلاَمُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ حَبِیبِ اللَّهِ السَّلاَمُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ خَلِیلِ اللَّهِ‏

السَّلاَمُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ صَفِیِّ اللَّهِ

السَّلاَمُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ أَمِینِ اللَّهِ السَّلاَمُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ خَیْرِ خَلْقِ اللَّهِ‏

السَّلاَمُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ أَفْضَلِ أَنْبِیَاءِ اللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ مَلاَئِکَتِهِ‏

السَّلاَمُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ خَیْرِ الْبَرِیَّهِ

السَّلاَمُ عَلَیْکِ یَا سَیِّدَهَ نِسَاءِ الْعَالَمِینَ مِنَ الْأَوَّلِینَ وَ الْآخِرِینَ‏

السَّلاَمُ عَلَیْکِ یَا زَوْجَهَ وَلِیِّ اللَّهِ وَ خَیْرِ الْخَلْقِ بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ‏

السَّلاَمُ عَلَیْکِ یَا أُمَّ الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ سَیِّدَیْ شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّهِ

السَّلاَمُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا الصِّدِّیقَهُ الشَّهِیدَهُ

السَّلاَمُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا الرَّضِیَّهُ الْمَرْضِیَّهُ السَّلاَمُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا الْفَاضِلَهُ الزَّکِیَّهُ

السَّلاَمُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا الْحَوْرَاءُ الْإِنْسِیَّهُ

السَّلاَمُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا التَّقِیَّهُ النَّقِیَّهُ السَّلاَمُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا الْمُحَدَّثَهُ الْعَلِیمَهُ

السَّلاَمُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا الْمَظْلُومَهُ الْمَغْصُوبَهُ

السَّلاَمُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا الْمُضْطَهَدَهُ الْمَقْهُورَهُ

السَّلاَمُ عَلَیْکِ یَا فَاطِمَهُ بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ وَ رَحْمَهُ اللَّهِ وَ بَرَکَاتُهُ

صَلَّى اللَّهُ عَلَیْکِ وَ عَلَى رُوحِکِ وَ بَدَنِکِ‏

أَشْهَدُ أَنَّکِ مَضَیْتِ عَلَى بَیِّنَهٍ مِنْ رَبِّکِ وَأَنَّ مَنْ سَرَّکِ فَقَدْ سَرَّرَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ‏

وَ مَنْ جَفَاکِ فَقَدْ جَفَا رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ‏

وَ مَنْ آذَاکِ فَقَدْ آذَى رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ‏

وَ مَنْ وَصَلَکِ فَقَدْ وَصَلَ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ‏

وَ مَنْ قَطَعَکِ فَقَدْ قَطَعَ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ‏

لِأَنَّکِ بَضْعَهٌ مِنْهُ وَ رُوحُهُ الَّذِی بَیْنَ جَنْبَیْهِ کَمَا قَالَ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ‏

أُشْهِدُ اللَّهَ وَ رُسُلَهُ وَ مَلاَئِکَتَهُ أَنِّی رَاضٍ عَمَّنْ رَضِیتِ عَنْهُ سَاخِطٌ عَلَى مَنْ سَخِطْتِ عَلَیْهِ‏

مُتَبَرِّئٌ مِمَّنْ تَبَرَّأْتِ مِنْهُ مُوَالٍ لِمَنْ وَالَیْتِ مُعَادٍ لِمَنْ عَادَیْتِ‏ مُبْغِضٌ لِمَنْ

أَبْغَضْتِ مُحِبٌّ لِمَنْ أَحْبَبْتِ وَ کَفَى بِاللَّهِ شَهِیداً وَ حَسِیباً وَ جَازِیاً وَ مُثِیباً

این پست اذن دخول ما و آمادگی ما باشه واسه ایام فاطمیه

یا زهرا سلام الله

 




نوشته شده در تاریخ شنبه 92 دی 28 توسط حمیده بالایی | نظر

زمین خدا در شب ظلمانی تاریخ، دست و پا می‌زند. 

خانه خدا ـ همان کعبه که بر سنگ‌هایش هنوز جای دست‌های ابراهیم باقی مانده بود ـ عرصه جولان بت‌های کور و کر شده بود.

فرزندان ناخلف ابراهیم، خدا را به سکه‌های سیاهی که از کاروانیان راه گم کرده می گرفتند، فروخته بودند.

مکه، شهر شاعران هوس باز و تاجران زر اندوز شده بود.

آیات خدا در کنج فراموشی قلب‌های نومید، خاک می‌خورد و کسی نبود که در گوش انسان بریده از آسمان، از فردا و پس فردا بگوید.

زمین خدا در شب ظلمانی تاریخ دست و پا می‌زد...

  
ادامه مطلب...


نوشته شده در تاریخ دوشنبه 92 دی 23 توسط حمیده بالایی | نظر

 

یه سال دیگه رو از زندگی پشت سر گذاشتم

تقویم این سال پر بود از روزهای شاد و البته روزهای غمگین

اما همه اون روزها در یه چیزی مشترک بودن

اونم انتظار بود

من یک سال دیگه بدون شما زنده بودم و این یعنی .....

بله یعنی من منتظر واقعی نبودم

و کوچکترین قدمی براتون برنداشتم

منو ببخشید مولای من

امسال از همین امروز که تولدمه قول می دم سعی کنم که خوب بشم

دست از گناهایی که دلتون رو به درد آورده بکشم

ای امام خوبی ها باید که در این راه شما نور و روشنی به راهم ببخشین تا راه و بیراه رو بشناسم

وقتی سنگی زیر پام موند زمین نخورم

اگه زمین خوردم باید خودتون دستمو بگیرین که بتونم بلند بشم

امسال می خوام اگه شده حتی یک قدم به شما نزدیکتر بشم

یا اباصالح المهدی مددی 




نوشته شده در تاریخ پنج شنبه 92 دی 19 توسط حمیده بالایی | نظر




نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 92 دی 18 توسط حمیده بالایی | نظر بدهید

حلقه محاصره، تنگ تر و تنگ تر می شد.

حتی دیوارهای خانه ات، چشم و گوش دشمنانت شده بود. در جایی که سربازان دشمن، حلقه شده بودند در و دیوار خانه ات را؛ جایی که نفس هایت را می شمردند، ذکرهایت را، پلک زدن هایت را، نمازهای طولانی ات را، آیات خیس قرآنی که می خواندی.


ادامه مطلب...


نوشته شده در تاریخ دوشنبه 92 دی 16 توسط حمیده بالایی | نظر

نبودنت ، راز برون افتاده ای ست که هر جمعه در حنجره ام بغض

می شود ،

وقتی غروب می شود ،

و من هنوز چشم در راهم ...

اللهم عجل لولیک الفرج







نوشته شده در تاریخ دوشنبه 92 دی 9 توسط حمیده بالایی | نظر بدهید

 

سیاه پوش بیست وهشتمین روز صفر، شانه به شانه آسمان فشرده در ابر مدینه می?گریم. 

دست?هایم فصل کوچت را چگونه تحریر کند،

ای پیام آور زیباترین روزهای جهان! دیوارهای حرا، هنوز طنین نیایش?هایت را جار می?زند.


ادامه مطلب...


مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
.:
By Ashoora.ir & Blog Skin :.